ایده جدید


چگونه شتاب خلاقیت خود را در ایده‌های جدید کارآفرینی افزایش دهیم؟

چگونه شتاب خلاقیت خود را در ایده‌های جدید کارآفرینی افزایش دهیم؟

توسط : میثم جعفریدر: ۱۳۹۷/۱۲/۱۲در: نوآوری و راه اندازی استارتاپیک دیدگاه

خلاقیت یکی از بهترین توانمندیها برای برون رفتن از بن بستها، در زندگی است. شاید برای همین هم هست که از اهمیت ویژه ای در بین جوامع بشری برخوردار است. خلاقیت یعنی توانایی خلق چیزی نو، آفریدن ایده های جدید و فکری متفاوت از آنچه تا به حال بوده. ایجاد سبک یا روشی جدید برای یک هدف یا به تعبیر دیگر، نگاه کردن متفاوت به مسئله و رسیدن به یک فکر جدید. خلاقیت در استفاده بهینه از منابع بسیار موثر است و معادلات جوامع بشری را معمولا بر هم میزند. برای همین هم امروزه مهمترین منبع شناخته شده، نیروی انسانی و توانمندیهای آنها، مخصوصا خلاقیتشان است. با توجه به محدود بودن منابع روی زمین و همچنین جایگزینی هوش مصنوعی و ربات ها در کارهای روتین بجای انسان ، خلاقیت روز به روز مهمتر هم می شود. پس ضرورت خلاقیت بسیار زیاد است.

پنج وجه مهم هوش

 یکی از عواملی که معمولا با خلاقیت مرتبط دانسته می شود، هوش انسان است. یک مبنای طبقه بندی ابعاد هوش، نحوه عملکرد خاصی است که انجام می‌گیرد. این نوع طبقه بندی شامل پنج گروه اصلی از توانش های هوشی می باشد که عبارتند از؛

  1. شناخت
  2. حافظه
  3. تفکر همگرا
  4. تفکر واگرا
  5. ارزشیابی

شناخت : شامل آشنایی ،کشف محیط و بازشناسی آن است. یعنی انسان برداشت درستی از محیط و اطراف خود پیدا می کند.

حافظه : عبارت از ذخیره کردن در ذهن آن چیزی که شناخته شده است و البته به کارگیری آن در موقع لزوم و به یادآوری آن چیز.

تفکر همگرا: وقتی از اطلاعات قبلی و یک جواب درست و یا به بهترین جواب شناخته شده و از قبل در ذهن شکل گرفته، استفاده می کنیم. این ها جواب های آماده مناسب یا خوب هستند، که حفظ هستیم.

تفکر واگرا: وقتی که ما در موضوعات و موارد متفاوت تفکر می‌کنیم و دنبال فکری جدید هستیم. یا گاهی که به تفحص می پردازیم و یا گاهی که در جستجوی جواب های جدید و متنوع هستیم.

ارزشیابی: در نهایت وقتی تفکر واگر و همگرا الگوهای جدید و قدیمی را در ذهن با کمک شناخت و حافظه ایجاد کرد. از طریق ارزشیابی، برای انجام کارهای درست، تصمیم گیری صورت می گیرد. سپس الگویی که مناسب ارزیابی شود، هم اجرایی می شود و هم در حافظه ذخیره می گردد.

با توجه به مفاهیم خلاقیت و هوش که با هم دیدیم، برای شتاب گرفتن خلاقیت در ایده های کارافرینی جدید و مسائل و مشکلات باید عوامل تشدید کننده خلاقیت را بهبود دهیم و همچنین موانع خلاقانه فکر کردن را برطرف کنیم. در ادامه این موارد را با شما در میان می گذاریم.

عوامل تشدید کننده خلاقیت و نوآوری

حس درونی تفکر، انسان را قادر می‌سازد شرایطی را که وجود خارجی ندارند در درون ذهن شبیه سازی نماید و به فرد این امکان را می‌دهد تا در امکانات یکسان با سایرین، برای خود فرصت‌های بهتری بیافریند. امور خلاقیت شاید بیشتر اکتسابی باشد تا ذاتی و می‌توان با آموزش‌هایی این توانایی را در خود افزایش داد. مجموعه عواملی که باعث تشدید و ترغیب فرد به خلاقیت و ایده پردازی می گردند به عوامل تشدید کننده تعبیر می گردد که خود به دو بخش کلی انگیزه ها و همچنین ابزارها و تکنیکها، تقسیم می شوند.

ایده های جدید و نو برای خلاقیت و نیاز جامعه

انگیزه‌ها

انگیزه‌های ترغیب کننده به خلاقیت و نوآوری می توانند به خصوصیات و زندگی خصوصی افراد مربوط باشند و یا اینکه به اجتماع محل سکونت فرد بستگی داشته باشند. بنابراین ما در اینجا دلایل بروز هر یک را بررسی می‌کنیم؛

انگیزه های بیرونی:

به انگیزه هایی که از جامعه به فرد القا می‌گردد، انگیزه های بیرونی می‌گویند که خود بر اثر موارد زیر می تواند باشد؛ بحران های اجتماعی، سطح توقعات اجتماعی و …

انگیزه های درونی:

به انگیزه هایی که از درون شخص نشأت می‌گیرند، انگیزه های درونی می‌گویند که خود بر اثر موارد زیر می تواند باشد؛ استعدادهای فردی، نیازهای درونی، بحرانهای شخصی ، روحیات بشر دوستانه و …

ابزارها و تکنیکها

 برخی فاکتورهای تعیین کننده برای دستیابی به تفکرخلاق وجود دارند که می‌توان از آنها به عنوان ابزارها و تکنیکهای خلاقیت و نوآوری یاد کرد. برخی ابزارها عبارتند از؛  اراده، اعتماد به نفس، شبیه سازی، همفکری با دیگران، مجاورت، تغییرات و … همچنین برخی تکنیکها عبارتند از؛ طوفان فکری، دفترچه یادداشت، تکنیک اسکمپر یا سوالاتی ایده برانگیز ، تکنیک شش کلاه فکری و مدیریت اندیشه ها، تریز (TRIZ) ، هشت گام حل مسأله ، روش دلفی و …

عوامل بازدارنده تفکر خلاق

  1. علاقه به راحت‌طلبی (تمایل زیاد به تفریح، خوش‌گذرانی و …)
  2. نداشتن اعتماد به نفس (عباراتی مثل من متعلق به جهان سوم هستم، من نمی‌توانم، امکانات پیشرفت وجود ندارد و …)
  3. شروع نکردن کار (باور نداشتن این جمله که؛ هر شکستی مقدمه پیروزی است)
  4. ترس از ریسک کردن (خطر پذیر نبودن)
  5. نداشتن پایه های علمی و مهارتی (عدم درک درست از اتفاقات اطراف)
  6. دقت و وسواس زیاد در منظم بودن (نظم خیلی خوب است ولی معیار خلاقیت نیست. معمولا در کارهای خلاقانه مقداری آشفتگی هم وجود دارد)
  7. احاطه تفکر همگرا (باید سعی در فعال کردن تفکر واگرا کنید و فقط جزیی نگر و متکی به تجارب گذشته و دانش موجود نباشید)
  8. وجود گشتاورهای روانی (طناب نازکی را از کودکی به پای فیلی می بندند و او به دلیل کوچک بودن توانایی پاره کردن طناب و حرکت را ندارد. وقتی او بزرگ می شود با بستن این طناب به پای او دیگر حرکت نمی کند. چون فکر می‌کند هنوز توانایی پاره کردن آن طناب را ندارد. باید انواع طنابها و محدودیتهایی که در گذشته به پایمان بسته شده است را پاره کنیم.)

در پایان لازم است که بگوییم، آنچنان که مشاهده می شود، تمامی تلاشهای بشری بر روی این کره خاکی، برای برآوردن نیازهایش است. پس با شناخت صحیح این نیازها و سطح رضایتی که در افراد ایجاد می‌کنند، می توان خلاقیتها را به شکل بهتری هدایت کرد. این نیازها را می توان با توجه به هرم مازلو به طور کلی به پنج گروه تقسیم نمود؛

  1. نیازهای زیستی
  2. نیازهای امنیتی
  3. نیازهای اجتماعی
  4. نیازهای احترامی
  5. نیازهای خودشکوفایی

نیازهای زیستی(فیزیولوژیکی): این نیازها مربوط به مسائل حیات و زنده بودن انسان هستند؛ مانند خوراک، پوشاک، غریزه جنسی و محل سکونت و یا سلامت جسمی.

نیازهای امنیتی: این نیازها هم برای ادامه حیات انسان اهمیت دارند. برای مثال حفاظت از سلامت، خانواده و اموال ، امنیت شغلی و مالی ، اخلاق، حق انتخاب در زندگی و …

نیازهای اجتماعی: این نیازها شامل عاطفه، عشق، وابستگی و تعلق خاطربه هم نوعان است. وابستگی عاطفی، روابط دوستانه و روابط خانوادگی به ارضاء این نیازها کمک می‌کند. حتی حضور در گروه‌های اجتماعی و  فرهنگی نیز چنین اثری دارد. البته به تازگی در تحقیقاتی مشخص شده این ارتباطات سطح ایمنی بدن را افزایش می دهد و باعث سلامتی و طول عمر انسان نیز می شود.

نیاز احترامی (اهمیت داشتن): بعد از برآورده شدن نیازهای زیستی، امنیتی و اجتماعی، نیاز به مورد احترام بودن و احترام گذاشتن اهمیت دارد. مانند: احترام به خود، اعتماد به نفس، احترام به دیگران، مورد احترام بودن، موفقیت در کارها و … . کسی که بتواند این نیازها را برطرف کند، در زندگی و ارتباطات خود، نقشی فعال و سازنده خواهد داشت. همچنین انگیزه او برای فعالیتهای اجتماعی افزایش می‌یابد.

خودشکوفایی: برای نمونه این نیازها می توان از معنویت، اخلاق، توانایی حل مسئله، واقع‌بینی، دوری از تعصب، خلاقیت و نوآفرینی و … نام برد. کسی می تواند این نیازها را برآورده سازد که استعدادها و توانایی‌هایش را به خوبی بشناسد و از توانمندی های خود برای بهبود زندگی شخصی و کمک به سایرین بهره برداری کند.

باید توجه داشت هر چه نیازها در سطح پایین‌تری باشند نیرومندی، قدرت و اولویت آن‌ها بیش‌تر است. ارضای نیازهای پایین‌تر به افزایش طول عمر و بقا می‌انجامد و ارضا نشدن این نیازها به افسردگی و حتی به مرگ انسان می‌انجامد. نیازهای بالاتر معمولا بعد از برطرف شدن حداقلی نیازهای پایین‌تر آشکار می‌شوند. به عنوان مثال یک فرد گرسنه و آواره هرگز به فکر پرواز بر فراز کوهها نخواهد افتاد. بسیاری نیز معتقدند که خلاقیت در احساس نیاز متولد می شود. همانگونه که بسیاری از اختراعات بزرگ نه محصول تعریف مشکلی خاص، بلکه برای برآوردن نیازی مهم به وجود آمده اند. پس کسب و کارها و استارتاپ ها با شناخت میزان وجود این نیازها در محیط اطراف خود می‌توانید خلاقیتهای فردی و تیمی خود را در مسیر درست رهبری کنید. تا بدین صورت آینده ای روشن برای مجموعه خود و جامعه رقم بزنند.

پیروز و موفق باشید

  نظرات

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *